![]() |
![]() |
|
| عمومی |
|
سلام
با عرض پوزش وبلاگ من به این وبلاگ تغییر یافت ( http://sepehroom.blogfa.com/) خوشحال میشم به من سر بزنی با تشکر محمد رضا سپهرم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
کوروش کبیر (529-580 قبل از میلاد) اولین امپراتور هخامنشی بود. او کسی بود که حکومت پارس را با در هم آمیختن دو قبیله اصلی ایرانی - مادها و پارسیان- به وجود آورد. از او به عنوان کشورگشایی بزرگ یاد شده است زیرا در زمانی، حاکم بزرگترین امپراتوریهایی بود که تا کنون به وجود آمده اند. او به خاطر بردباری بی مانند و رفتار بزرگ منشانه اش در برابر مغلوبین جنگ نیز شهرت فراوانی دارد. کوروش به محض غلبه بر مادها، دولتی را برای این قلمرو خود در نظر گرفت و مامورین دولتی را از بین بزرگان هر دو قبیله برگزید. پس از فتح آسیای صغیر(شبه جزیره بزرگی که در میان دریای مدیترانه و دریای سیاه قرار دارد)، کوروش سپاه خود را به سمت مرزهای شرقی حرکت داد. با ادامه حرکت به سمت شرق، او سرزمینهای مسیر خود تا رود سیحون ( آمودریا) را فتح کرد و پس از عبور از سیحون، به سی دریا در آسیای مرکزی رسید و در آنجا به منظور دفاع از این مرزها در برابر هجوم قبایل کوچ نشین آسیای مرکزی، شهرهایی با برج وباروی مستحکم و نیرومند بنا کرد. پیروزیهای کوروش در شرق موجب شد تا موقعیت برای فتح غرب مناسب شود.حالا نوبت بابل و مصر بود. زمانی که کورش بابل را فتح کرد، به یهودیان ساکن آن اجازه داد تا به " سرزمین موعود" باز گردند و با برخورد توام با احترام و مدارا با اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم نژادهای دیگر، به عنوان یک فاتح آزادی بخش، مشهور شد و امروز نام کوروش، به عنوان یکی از محبوب ترین و مورد احترام ترین امپراتوران در تاریخ به ثبت رسیده است. فرمان کوروش کبیر فرمان کوروش کبیر که بر روی یک استوانه گلین، به خط میخی و به زبان آریایی نوشته شده است، در 1878 در جریان حفاریهای محل تمدن بابل، به دست آمد. در این فرمان، کوروش، شیوه رفتار انسانی با ساکنان سرزمین بابل را برای فاتحان ایرانی شرح داده است. این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده است و در سال 1971، سازمان ملل متحد ترجمه متن آنرا به تمام زبانهای رسمی به چاپ رساند و آن را در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد. در اینجا بخش آغاز این فرمان را می خوانید: "آنگاه که من به آرامش و بی آزاربه بابل در آمدم در میان هلهله و شادی اورنگ فرمانروایی را در در کاخ پادشاهی استوار داشتم ... بی شمار سپاهانم به صلح در بابل گام بر داشتند. روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمین سومر و اکد فرا آرد. نیازمندیهای بابل و تمامی پرستشگاه های آنان را پیش دیده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشیدم. همه یوغ های ننگین بردگی را از مردمان بابل بر داشتم. خانه های ویرانشان را آباد کردم. به تیره بختیهاشان پایان دادم. مردوک مهتر خدای، از کردارم شاد شد و به من کوروش، پادشاهی که او را نیایش کرد و به کمبوجیه پسرم ... و به همه سپاهیانم، مهربانانه برکت داد از ته دل در پیشگاهش خدایگانی والای او را بس گرامی داشتیم. و همه پادشاهانی که در بارگاه خود به تخت نشسته اند در چهار گوشه جهان از فرا دریا تا فرو دریا ... همه ی پادشاهان باختر زمین که در خیمه ها سکونت داشتند برای من خراج گران آوردند و در بابل بر پایم بوسه زدند. از... تا شهرهای اشور و شوش آگاده اشنونا شهرهای زمبان مورنو در تا قلمرو سرزمین گوتیوم شهرهای مقدس فراسوی دجله را که پرستشگاه هاشان دیر زمانی ویران بود مرمت کردم و پیکره ی ایزدانی را که میان آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی پایدار اقامت دادم. تمام مردمان آواره را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان باز گرداندم ... اجازه دادم همگان در صلح بزیند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است. و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد وایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند . و مردم کشور ها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور ها بکوشد . وراه نگهداری این کشور ها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد. اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور در یک زر درخزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 5 دی1386ساعت 6 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 5 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
||||||||
|
جلال الدين محمد بلخي مشهور به مولوي (مولانا، مولاناي روم) و ملقب به خداوندگار از بزرگترين عرفاي متفكر و شعراي متصوف ايران است كه آسمان ادب فارسي و انديشه ايراني را با مجموعه آثار گرانبهاي خويش به اوج روشنايي و اعتلا رسانيده است. جلالالدين در سال 604 ه.ق در بلخ مركز بزرگ فرهنگ و ادبيات آن روزگار ايران ودر خانوادهاي از بزرگان اين شهر به دنيا آمد. پدر وي سلطان العلماء بهاء الدين محمد بن حسين الخطيبي ملقب به بهاء الدين ولد از فضلا و عرفاي بزرگ شهر بلخ بود كه در نزد سلطان محمد خوارزمشاه از احترام و تقرب خاصي برخوردار بود و در شهر بلخ صاحب مسندتدريسوفتوي بود. جلال الدين هنوز كودكي بيش نبود كه در نتيجه اختلافي كه بين پدرش و سلطان محمد پديد آمد از ديار خود رانده شد; بهاء الدين كه از سوي سلطان و مردم بلخ ومخالفان تصوف مورد آزار قرار گرفته بود همزمان با حمله مغول به همراه خانوادهاش از راه خراسان رهسپار بغداد گشت. گويند در نيشابور بهاء الدين ولد به حضور شيخ فريد الدين عطار نيشابوري شتافت و عطار جلال الدين را در آغوش كشيد و از آينده بزرگ و درخشان او خبر داد: (اين فرزند را گرامي دار، زود باشد كه از نفس گرم آتش در سوختگان عالم زند) عارف بزرگ نيشابور همچنين نسخهاي از مثنوي اسرار نامه خود را به جلال الدين هديه كرد.بهاء الدين ولد پس از عبور از بغداد به مكه رفت و پس از زيارت، به آسياي صغير رفت. حكيم بهاء الدين پس از هفت سال اقامت در لارنده مورد توجه سلطان علاء الدين كيقباد از شاهان دانشپرور اين سلسله محلي قرار گرفت و سرانجام در قونيه سكني گزيد و به تدريس وارشاد و هدايت امور ديني مردم پرداخت و به جايگاهي والا در بين مردم و سلطان دست يافت. جلال الدين در طول اين سالها در محضر پدر به تحصيل علم و دانش پرداخت و پس از فوت پدر فرزانهاش (628 ه.ق) به محضر سيد برهان الدين محقق ترمذي از شاگردان سابق بهاء الدين ولد كه از خواص و اولياء طريقت و عارفان بزرگ زمان خويش بود شتافت و چند سال را در خدمت آن عارف بزرگ سپري نمود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 آبان1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
* عليرضا پنجه اي [متولد ۱۳۴۰ ـ ساوه] از شاعران و روزنامه نگاران باسابقه اي است كه طي دو دهه اخير، در عرصه ادبيات و ژورناليسم ادبي نقش فعالي را ايفا كرده است. او كه در سال ۱۳۶۶ با انتشار مجموعه «همنفس سروهاي جوان» نامش به عنوان شاعري جوان و فعال مطرح شد در سال ۱۳۷۰ با انتشار دوكتاب «آن سوي مرزباد» و «برشي از ستاره هذياني» به عنوان «شاعري پيشنهاددهنده» درعرصه «شعرشصت» به چشم آمد وي كه اكنون سردبير فصلنامه ادبي «گيلان زمين» است علاوه بر دلمشغولي هاي مطبوعاتي خود، مشغول آماده سازي پنج جلد از آثارش جهت انتشار است: عشق اول [گزينه ده سال شاعرانگي ـ ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰] ؛ برشي از شعر گيلان دهه هفتاد [جلد دوم گزينه شعر گيلان]؛ از ملكوت بازآفريني يك متن [ترجمه قرآن به زبان شعر منثور]؛ گزينه شعر جهان؛ روبه رو [مجموعه مقالات و گفت وگوها].
* شما يكي از فعال ترين شاعران دهه شصت بوديد، چه درعرصه انتشار كتاب و چه در زمينه مطبوعات ادبي.آيا سكوت اين سالهايتان نتيجه چگونگي برخورد شما با شعر هفتاد بود ـ پذيرفتن، ردكردن، همراه شدن، كدام يك؟ ـ يا ناشي از شرايط اقتصاد راكد شعر هفتاد؟ به هر حال غير از عرصه انتشار كتاب، در نشريات هم، شعرهاتان خيلي كم به چاپ رسيد.
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
نمونه کارهای مسیح زاد است که یک طراح لباس های دست ساز با نشانه های فرهنگ ایرانی است . این لباس ها اکثرا با اشعاری از حافظ منقوش شده اند و خیلی هم زیبا طراحی شدن.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 آبان1386ساعت 6 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
سريال جواهري در قصر هم پايان يافت و بانو "يانگوم" سرمست از پيروزي دست در دست افسر مينگ و دختر بچه اش پاي در جاده خوشبختي گذاشت.پاياني غير از اين هم نمي شد براي اين قهرمان شيشه اي متصور بود،چرا كه در غير اين صورت يانگوميسم اساسادر جامعه تلويزيون زده ما به موج فراگيري مبدل نمي شد يا حداقل،توجهي در نزد عموم خانواده هاي ايراني برنمي انگيخت تا يك سال پاي اين جعبه جادو بنشينند.سريال جواهري در قصر از توليدات تلويزيون کره جنوبي است كه اين روز ها نقش سفير فرهنگي را براي مديران سياسي و فرهنگي اين كشور شرقي بازي مي كند تا آنجا كه حتي رئيس جمهور آن از يانگوم سخن مي گويند و بازيگر نقش اين بانوي سختكوش(لي يونگ آئه) از يانگوم به عنوان مهمترين نقش زندگي اش ياد مي كند.مساله اصلي اين است كه چگونه "يانگوم" يانگوم مي شود وموج آن ذهن ها را در مي نوردد اما صدها سريال توليد شده ما (به استثناي برخي آثار متوسط)همچون بركه اي راكد به باراني مي آيند و به آفتابي مي روند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 آبان1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
میرزا کوچک جنگلی (۱۲۵۷ - ۱۱ آذر ۱۳۰۰ هجری شمسی), مبارز انقلاب مشروطه و سردار جنبش جنگل بود.
یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ بسال ۱۲۵۷ ه.ش. در شهرستان رشت محله استادسرا در خانواده ای متوسط چشم به جهان گشود. سنین اوّل عمر را در مدرسه حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه جامع به آموختن صرف و نحو و تحصیلات دینی گذرانید. چندی هم در مدرسه محمودیه تهران به همین منظور اقامت گزید. با این سطح تعلیم میتوانست یک امام جماعت یا یک مجتهد از کار درآید، امّا حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغیر داد و او را به راهی دیگر کشاند. میرزا دارای دو خواهر و دو برادر، یکی بزرگتر از خود بنام محمّدعلی و دیگری کوچکتر بنام رحیم، بود، که هر دو نفر بعد از میرزا وفات یافته اند. بنا به روایات او مردی خوش هیکل، قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمائی متبسم و بازوانی ورزیده بود. طرفداران او می گویند از نظر اجتماعی مردی با ادب، متواضع، خوش برخورد، مومن به اصول اخلاقی، آدمی صریح اللهجه و طرفدار عدل و آزادی، حامی مظلومان و اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری می کرد. میرزا در سنین آخر عمرش همسری برگزید. نقش در انقلاب مشروطهمیرزا در واقعه مشروطیت به انقلابیون پیوست و در فتح قزوین شرکت نمود. او بانی جنبش جنگل بود که بتاریخ ۱۲۹۳ ه.ش. شروع به مبارزه مسلحانه بر ضد ارتش خارجی داخل خاک ایران و بریگاد قزاق، که زیر دست افسران روسی تعلیم و تربیت شده بودند، زد. تعداد زیادی از انقلابیون جنگل هم در درگیریهای مسلحانه با لشکران انگلیس، روسیه و ارتش سلطنتی قاجار کشته شدند. جنگلی ها هدف خود را "اخراج نیروهای بیگانه، رفع بی عدالتی، مبارزه با خودکامگی و استبداد و برقراری دولتی مردمی" اعلام می کردند. در همین راستا در روز یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۲۹۹ هجری شمسی قوای جنگل با انتشار بیانیهای تشکیل کمیته انقلاب سرخ ایران و الغاء اصول سلطنت و تأسیس حکومت جمهوری را اعلام نمودند و یکروز بعد کمیته انقلاب هیئت دولت جمهوری را معرفی کرده، که میرزا عنوان سرکمیسر و کمیسر جنگ را داشت. امّا هنوز دولت تازه انقلابی سامان نگرفته بود که با حمایت بلشویکهای روس اغتشاش انقلابیهای سرخ طرفدار شوروی آغاز گردید که نهایت جمعه ۱۸ تیر ۱۲۹۹ میرزا به عنوان اعتراض از رشت به فومن رفت و قبل از حرکت دو نفر نماینده با نامه مفصلی برای لنین به مسکو فرستاد که در آن ذکر شده بود: "در موقع، خود به نمایندگان روسیه اظهار کردم که ملّت ایران حاضر نیست پروگرام بلشویکها را قبول کند". بتاریخ شنبه ۹ مرداد ۱۲۹۹ طرفداران شوروی با رهبری و حمایت فرمانده قوای مسلح شوروی و مدیر بخش سیاسی و امنیت نظامی آن در رشت بر ضدّ میرزا کودتا کردند. همه طرفداران میرزا را هرکه و هرجا بود دستگیر و بازداشت کردند. آنها دولت جدیدی اعلام که احسان اله خان سرکمیسر و کمیسر خارجه و (سید جعفر جوادزاده) سید جعفر پیشهوری معروف کمیسر داخله شد.اختلافات، بگیر و ببندها بالا گرفت و قوای جنگل تضعیف گردید. بفرمان احمدشاه قاجار قوای دولتی بریگاد قزاق به سرکردگی سردار سپه برای سرکوبی قوای سرخ وارد رشت گردید که چندین برخورد جنگی بین دو قوای بوجود آمد که گاه نیروهای دولتی پیشروی و گاه عقب نشینی میکردند. در نهایت با مذاکرات پشت پرده قوای سرخ خاک رشت و انزلی را ترک نمودند. لازم به ذکر است در این جنگها میرزا با قوای خود در فومن بود که بی طرف مانده و در فکر تجدید قوا بود. قزاقها که بسرکردگی سردارسپه سعی به مذاکره با میرزا، قانع نمودن او که به مرکز بیاید و نیایت استقلال طلبان خود را از مرکز شروع نماید. بنا به دلایل عدیدی مذاکرات به شکست انجامید. یکی از این دلایل این بود که تعدادی از جنگلیها بمانند دکتر حشمت و یارانش قبلاً گول قول و فعلهای سردارسپه را خورده بودند تسلیم و به دار آویخته شده بودند. در نهایت قوای قزاق از فرصت استفاده و طی شبیخونهای فراوانی، نیروهای جنگل را وادار به عقب نشینی نمودند و بعضی از سران تسلیم یا کشته شدند. میرزا باتّفاق تنها یار وفادارش، گائوک آلمانی معروف به هوشنگ، جهت رفتن به نزد عظمت خانم فولادلو، که همیشه از میرزا حمایت میکرد، به کوهای خلخال زدند ولی دچار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر ضربات خرد کننده سرما و برف بتاریخ ۱۱ آذر ۱۳۰۰، هنگامی که میرزا هوشنگ را به کول گرفته بود، از پای در آمدند. کرم نام کرد (مکاری) که از خلخال عازم گیلان بود این دو موجود را در میان برفها دید و شناخت. بسیار ناراحت شد از اینکه تنها است و یاوری که بتواند به وظائف انسانی عمل نماید، ندارد. بااینحال سعی نمود با دادن ماساژ و خوراندن سنجد آنان به حال آورد ولی بی نتیجه و بی حاصل بسرعت بسوی آبادی و خانقاه شتافت و از مردم کمک خواست. اهالی که مرید میرزا بودند بسرعت به محل رسیدند و تن یخ زده هردو را به قریه آوردند ولی مرغ روحشان پرواز نموده بود. خبر فوت میرزا که دوستان را متأثر و دشمنان را شاد نمود، بسرعت همه جا پیچید و از جمله بگوش محمّدخان سالارشجاع برادر امیر مقتدر طالش که از بدخواهان میرزا بود، رسید. نامبرده با عدّهای تفگچی به خانقاه رفت و اهالی را از دفن اجساد مانع کرد. سپس بمنظور انتقامجوئی و کینه دیرینه که با جنگلیها داشت دستور داد یکی از طالشهای همراه وی سر یخ زده میرزا را از بدنش جدا کند. رضا استکانی مزدور او سر از تن این مبارز وطن، استقلال و آزادی جدا و تحویل خان داد. نامبرده سر را ابتدا نزد برادرش امیر مقتدر بماسال و سپس فاتحانه به رشت برد و تسلیم فرماندهان نظامی کرد. در کاوشی که از جیبهای میرزا نمودند تنها یک سکه نقره یک ریالی یافتند و بعد فاتحانه سر این سردار رشید را در مجاورت سربازخانه رشت، آنجا که معروف به انبار نفت نوبل است، مدّتها در معرض تماشا مردم قرار داده. سپس خالو قربان معروف که از یاران سابق میرزا بود و خودش را به سردار سپه فروخته و درجه سرهنگی گرفته بود، سر میرزا را به تهران و تسلیم سردارسپه نمود. سر میرزا به دستور سردارسپه در گورستان حسن آباد دفن کردند. بعد یکی از یاران قدیمی میرزا بنام کاس آقا حسام سر میرزا را محرمانه از گورکن تحویل و به رشت برده و در محلّی موسوم به سلیمان داراب بخاک سپرد. در شهریور ۱۳۲۰ و فرار رضاشاه آزادیخواهان گیلان قصد داشتند جسد میرزا (تن بی سر) را با تشریفات شایسته از خانقاه طالش به رشت حمل کنند ولی ماموران جلوگیری کردند. در نتیجه به جهت پیشگیری از برخورد جسد میرزا را بطور عادی به رشت حمل و در جوار سر دفن کردند و هر سال ۱۱ آذر مراسمی ساده در مزار او در سلیمان داراب رشت برگزار میشود. منبع : ویکی پدیا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
این اولین سایتیه که به شرط بندها امکان می ده بطور زنده روی مسابقات فوتبال ایران شرط ببندند. یعنی شما می تونی مسابقه پرسپولیس با پیکان رو از تی وی ببینی و اگه دیدی شانس برد یکی از اون یکی تیم بیشتره، روش شرط بذاری. الان قبل از مسابقه، شانس برد پرسپولیس هفت به دوه و پیکان، یک به چهار، یعنی اگه یه پوند روی برد پیکان بذاری، چهارتا می گیری. (این اعداد طبعا در جریان مسابقه متناسب با عملکرد دو تیم بالا و پایین می ره.) تنها ایراد اینه که ایرانی های داخل کشور کارت اعتباری بین المللی ندارند و ایرانی های مقیم خارج، لیگ برتر ایران رو کمتر دنبال می کنن. مثلا من می دونم پرسپولیس یه مربی جدید آورده و دو سه مسابقه اولشو برده ولی هیچ شناختی از پیکان ندارم. خب می تونم شرط کور بذارم ولی هیچم معلوم نیست مسابقه مساوی بشه. البته چون عددش دو به پنجه، زیاد محتمل به نظر نمی آد. باید نشست روزنامه های ورزشی ایران رو هم خوند! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 2 قبل از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
لوچانو پاواروتي" خواننده تنور ايتاليا كه به سرطان ابتلا داشت چهارشنبه شب در سن ۷۱سالگي از دنيا رفت. خبرگزاري فرانسه پنج شنبه از رم گزارش داد كه اين خواننده پرآوازه جهان سال گذشته تحت عمل جراحي پانكراس قرارگرفته بود. در ساعات آخر چهارشنبه رسانههاي ايتاليا اعلام كردند كه حالاين خواننده به شدت رو به وخامت گذاشته و وي "در شرايط بسيار بدي "قرار دارد. "پاواروتي" در هشتم اوت ( ۱۷مرداد) به سبب تب در بيمارستاني در مودنا بستري و ۲۵اوت پس از تكميل آزمايشات باليني از بيمارستان مرخص شد. اين خواننده سرشناس كه به عنوان يكي از برجستهترين خوانندگان اپراي نسل خود شناخته ميشود، پس از عمل جراحي پانكراس پنج بار مورد شيمي درماني قرارگرفت. بدنيال اين اقدام، وي كنسرتهاي بعدي خود را لغو كرد و اين ترس جامعه هنري را فراگرفت كه ديگر وي قادر به اجراي كنسرت نباشد. "پاواروتي" در ماه مه (ارديبهشت) يك تور بينالمللي خداحافظي را آغاز كرده بود كه به اجبار آن را ناتمام گذاشت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 2 قبل از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
سهراب سپهری در تاريخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و ديگر رشته های هنری بود، زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبيعت، شکار و نواختن موسيقی گذشت. سهراب تا پانزده سالگی خود را در شهر کاشان گذراند و در نقاشی ها و اشعار او تاثير اين دوران و تاثير طبيعت و گياهان را می بينيم. سهراب سپهری شعر صدای پای آب را با الهام از قريه "چنار" واقع در حد واسط کاشان و مشهد اردهال سرود و دهکده زيبای "گلستانه" واقع در اطراف کاشان الهام بخش او در سرودن شعر گلستانه شد.
بقیه ماجرا در ادامه ی مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
بسياري از شرکتهاي سازنده قطعات رايانه اي به دفعات خاطرنشان کرده اند که مصرف نيروي لازم براي پردازش اطلاعات در سيستم عامل ويندوز ويستا بيشتر از مقدار پيش بيني شده است.
از آنجا که کاربران لپ تاپ ها همواره به دنبال روشي بوده اند تا بدون محدود شدن فعاليت ها به منبع انرژي الکتريکي بتوانند براي مدت طولاني از رايانه هاي همراه خود استفاده کنند، بنابراين مي توان گفت عدم ارتقاي مديريت نيروي سيستم عامل ويندوز ويستا نقص مهمي براي آن به شمار مي آيد. بسياري از شرکتهاي پيشگام در اين عرصه مانند HP اعلام کرده اند در تلاشند با استفاده از فناوري هاي اختصاصي خود تغييراتي را در اجزاي سازنده رايانه ها ايجاد کنند تا به اين وسيله ميزان انرژي ذخيره شده در باتري ها را افزايش دهند و تا حدودي موانع ايجاد شده در نتيجه استفاده از ويستا را از ميان بردارند. مايکروسافت نيز اين ضعف را به منزله تشويق شرکتهاي سازنده براي اصلاحات سخت افزاري به منظور افزايش کارايي رايانه ها مي داند. سطح کاربري Aero glass اين سيستم موجب مي شود عمر باتري لپ تاپ ها کاهش يابد که اين مساله سبب افزايش نارضايتي کاربران شده است. مقصر اصلي ، سطح کاري جذاب اين سيستم عامل است که در نظر کاربر بسيار خوشايند است. اين سطح مشابه يک پنجره شفاف است و هنگام اجراي برنامه هاي مختلف در رايانه تغييرات متحرکي را در صفحه نمايش رايانه ايجاد مي کند. با قطع و خاموش شدن سطح کاربري Aero ، عمر باتري در مقايسه با سيستم عامل ايکس پي که در آينده اي نزديک بازنشسته مي شود، از تفاوت محسوسي برخوردار نخواهد بود؛ اما هنگام روشن بودن اين برنامه عمر باتري در مقايسه با ايکس پي کاهش خواهد يافت. مايکروسافت براي افزايش توانايي هايي مديريت نيروي ويستا تغييرات مهمي را در اين سيستم عامل ايجاد کرده است. ارتقاي روشهاي هوشمندتر براي ايجاد وضعيت هايبرنيشن (وقفه کوتاه) در اجراي برنامه هاي مورد نظر و روشهاي ساده تر براي انتخاب تنظيمات مديريت نيرو از جمله راهکارهايي است که مورد بررسي قرار گرفته است. اگر چه در مراحل آزمايشي راه اندازي ويستا نيز گزارش هايي مبني بر عدم کارآيي باتري ها ارائه شده بود، اما به نظر مي رسد اقدامات موثري در زمينه رفع اين موانع صورت نگرفته است. با وجود اين بايد پذيرفت که علي رغم مشکلات موجود، سيستم عامل ويستا ايمن ترين سيستم عاملي است که تاکنون در اختيار کاربران قرار گرفته است. کاربراني که هزينه زيادي براي استفاده از گرافيک موردنياز ويستا و اجراي سطح کاربري آئرو متحمل شده اند، اگر به عمر باتري لپ تاپ خود اهميت مي دهند، ناچارند از سطح کاربري زيباي ويستا که از ويژگي هاي بسيار مهم آن به شمار مي آيد، چشمپوشي کنند. تبديل لپ تاپ ها به عامل رشد صنعت ساخت رايانه دليل اهميت اين مساله براي سازندگان رايانه هاي لپ تاپ است. اکنون نيمي از فروش بازار رايانه در اختيار لپ تاپ هاست و پيش بيني مي شود تا پايان اين دهه عمده فروش اين بازار را به خود اختصاص دهد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
داستان فیلم های غیر اخلاقی و چگونگی انتشار اخبار آن در روزنامه ها
انتشار خبر دستگیری مردی که فیلم شکنجه و تجاوز او به یک زن، به شکل وسیعی در سطح جامعه منتشر شده بود، یا جوانی که به صورت پنهانی در حال فیلم برداری از یک استخر زنانه در تهران دستگیر شده بود در روزهای اغازین شهریور ماه، اولین نمونه دستگیری عوامل فیلم برداری از صحنه های غیر اخلاقی نیست. صفحات حوادث روزنامه ها و هفته نامه های زرد، انباشته از اخبار اینچنین است. روزی نیست که پای فرد یا گروهی به جرم انجام فیلم برداری از صحنه های تجاوز و سکس خود یا دیگران و انتشار آنها به روزنامه ها باز نشود. استقبال خوانندگان نیز از اینگونه اخبار آنچنان است که روزنامه نگاران را به انعکاس گسترده تر و پررنگ تر اینگونه اخبار مشتاق تر میکند. تاریخچه فیلم های غیر اخلاقی در ایران
تهیه فیلم از صحنه های غیراخلاقی و انتشار فیلم های روابط جنسی و مجالس عیش و نوش سابقه چندان درازی در ایران ندارد. اولین خاطره ها در این زمینه مربوط می شود به تلاش چند جوان هنرمند که به ساخت فیلمی با عنوان زاهدان11 پرداختند. طی سالهای انتهایی دهه هفتاد این فیلم و حواشی مربوط به آن چنان در سطح جامعه فراگیر شد که اگرچه کمتر کسی موفق به تماشای این فیلم شده بود، افراد بسیاری از مضمون و جزییات فیلم اطلاع دقیق داشتند و در مورد آن اظهار نظرهای کارشناسانه میکردند. اگرچه به نظر نمی رسد زاهدان 11 اولین فیلم سکسی ایرانی باشد که به صورت غیر حرفه ای تولید و پخش شده باشد، اما آنچه این فیلم را بیش از پیش بر سر زبان ها انداخت شایعه شناسایی عوامل سازنده فیلم از روی شماره شناسایی کنتور گاز که در نمای کوچکی از فیلم به چشم می آید و محاکمه و حتی اعدام آنها به جرم مفسد فی الارض بود. شایعاتی که هیچ گاه از سوی هیچ مقام مسئولی مورد تایید قرار نگرفت. در ابتدای دهه هشتاد خبر دستگیری دندان پزشکی که بعدها ملیت او عراقی عنوان شد، و در مطب خود در بالای شهر تهران، با فیلم برداری از روابط جنسی خود با بیمارانش، آنها را وادار به سکوت کرده بود، غوغای زیادی در روزنامه ها به پا کرد و مدت ها در روی جلد مجلات زرد پی گیری شد. در همین زمان ماجرای لو رفتن فیلم شب نشینی و پارتی ها یکی پس از دیگری به مطبوعات کشیده میشد. از انجا که در اینگونه فیلم ها جز رقص و پایکوبی اتفاق دیگری نمی افتاد(!) نشریات زرد با جرات بیشتری به انها می پرداختند و متناسب با مطرح بودن و روی بورس بودن هنرپیشه ها و بازیکن های فوتبال به طور مستقیم یا غیر مستقیم پای برخی از آنها را نیز به داستان خویش باز میکردند تا بیشتر بفروشند. از انجا که هیچ اشاره مستقیم به فیلم های غیر اخلاقی و جزییات بصری آنها مجال طرح در نشریات را نداشت، روزنامه نگاران حوادث گوش به زنگ خودکشی یا قتل یکی از قربانیان اینگونه فیلم ها میماندند تا در خلال سردادن فریاد وانفسا، ناخنکی هم به ماجرای فیلم بزنند. اما گل سر سبد تمامی این فیلم ها بدون شک فیلمی بود که روابط جنسی زهرا امیرابراهیمی، یکی از هنرپیشگان سریال محبوب «زهره» را با یک دستیار کارگردان به تصویر می کشید. شهرت هنرپیشه نقش اول فیلم و تسلط آنها در بازی در این فیلم به حدی بود که فیلم در سراسر ایران به شکل گسترده ای منتشر شد. اگرچه در ابتدای امر تمامی نشریات با احتیاط و ایما و اشاره به اخبار حاشیه ای پیرامون این فیلم میپرداختند، پرده های عفت به زودی دریده شد و همه به شکل علنی از ماجرا سخن گفتند و اقدام به چاپ عکس و مصاحبه جعلی با هنرپیشه زن فیلم کردند. حتی خود امیرابراهیمی با مجله گاردین مصاحبه مفصلی در این زمینه کرد و حواشی مربوط به فیلم را با تناقض گویی های خود دو چندان کرد. استقبال ملی از این فیلم به حدی رسید که به گفته رییس نیروی انتظامی، گردش مالی این سی دی در سطح کشور بالغ بر دو میلیارد تومان شد تا رکورد پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به خود اختصاص دهد! در ابتدای فراگیر شدن دوربین فیلم برداری، تصویربرداری از مجالس غیر رسمی نوعی به رخ کشیدن امکانات و شرایط مادی انگاشته میشد و حضور دوربین حتی در خصوصی ترین شکل روابط، دغدغه خاطر چندانی برای کسانی که تصویرشان در فیلم ثبت میشد ایجاد نمیکرد. بسیاری فیلم برداری از میهمانی ها و حتی روابط خصوصی را حق میزبان میدانستند و از روی شرم یا محافظه کاری، اعتراضی به این کار نشان نمیدادند و به قول شفاهی میزبان مبنی بر عدم انتشار فیلم قناعت می کردند. اما امروزه کمتر دختر یا پسری به صورت ارادی حاظر به ظاهر شدن مقابل دوربینی است که تصاویر آنها را در یک میهمانی، پارتی یا مکانی خلوت، ضبط میکند. تجربه انتشار وسیع فیلم های خانوادگی یا غیر اخلاقی و سرنوشت شوم قربانیانی که اگاهانه یا نااگاهانه در چنین فیلم هایی ظاهر شده بودند، افراد را نسبت به فرجام چنین فیلم هایی اگاه تر کرده است. خدمت و خیانت تکنولوژی! پیشرفت تکنولوژی ساخت دوربین های فیلم برداری و کاهش حجم و قیمت آنها، از یک سو و رواج استفاده از سی دی، کمک فراوانی به فیلم سازان اماتوری کرد که علاقه مند بودند صحنه های سکس خود یا دیگران را به تصویر بکشند، یا جوانان و نوجوانان مشتاقی که از تماشای چنین فیلم هایی لذت می بردند. حالا فیلم ها به سادگی تهیه میشد و به سادگی با انتقال بر روی سی دی در میان جامعه تشنه ایرانی منتشر می شد. در این میان تماشای فیلم های دو نفره که شخصیت های آنها گاه ناآگاه از وجود دوربین فیلم برداری، به هنرنمایی مشغول بودند، هواخواهان بیشتری داشت، چراکه هنرپیشگان را دچار اظطراب حضور جلوی دوربین نمیکرد! ظهور پدیده بلوتوث نیز مرزهای اطلاعاتی را در نوردید و انتشار تصاویر را در مدت زمان بسیار کوتاهی ممکن کرد. حجم بالایی از این تصاویر، شامل فیلم، عکس و فایل های صوتی مربوط به صحنه های سکس، تجاوز، رقص یا حرکات منافی شان اجتماعی است که مشتاقان بسیاری دارد و نه تنها جوانان و نوجوانان، که بسیاری از افراد بزرگ سال و حتی زنان و دختران نیز انها را در تلفن خود دارند و برای دوستان خود ارسال می کنند. اصولا ایرانیان تشنه حواشی و جزییات زندگی دیگران هستند. اگرچه به علت عرف حاکم بر جامعه، همه در ظاهر به نکوهش و مذمت فیلم برداری و انتشار روابط و میهمانی های خصوصی دیگران می پردازند، در خلوت در تماشای اینگونه فیلم ها و عکس ها از هم پیشی می گیرند!. شما چند نفر را در پیرامون خود میتوانید نام ببرید که حتم دارید در گوشی موبایل آنها چنین تصاویر یا فیلمهایی موجود نباشد؟ چرا از روابط غیر اخلاقی فیلم برداری می شود؟ بسیاری از فیلم های غیر اخلاقی توسط افراد آماتور فیلم برداری می شود و به صورت اتفاقی و تدریجی در سطح جامعه پخش می شود. تعداد مواردی که افراد به صورت کاملا آگاهانه و هدف دار در صدد تهیه و پخش فیلمی برامده باشند که خود نیز در آن حضور دارند، از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود و اخرین نمونه ان مربوط به فردی بود که در تابستان گذشته چند زن خیابانی را در ازای دریافت پول جلوی دوربین نشانده بود و خود نیز در میان آنها به هنرنمایی مشغول بود و بلافاصله توسط نیروی انتظامی شناسایی و تحویل مقامات قضایی شد. اگرچه در اکثر موارد تهیه فیلمهای غیر اخلاقی از روی کنجکاوی و به نیت ثبت خاطره انجام می شود، نمیتوان منکر نیت قبلی برخی افراد در جهت سوء استفاده و اخاذی شد. اولین نمونه چنین مواردی، مجموعه فیلم هایی بود که توسط یک دندان پزشک، از روابط جنسی او با بیمارانش در مطب تهیه شده بود تا انها را وادار به سکوت و تمکین کند که البته در سطح جامعه پخش نشد و به دنبال شکایت یکی از قربانیان در بازجویی از منزل دندان پزشک به دست آمد. معمولا فیلم برداری از افراد در وضعیت های نامعمول و ناشایست و تهدید به پخش انها در سطح خانواده یا حتی جامعه، راهکاری برای واداشتن قربانیان به سکوت، تن دادن به ادامه روابط نامشروع و اخاذی از آنهاست. بررسی ساختاری اخبار رسانه ها از فیلم های غیر اخلاقی چگونگی تنظیم خبر در مورد فیلم های غیر اخلاقی در روزنامه ها و مجلات ایرانی اسلوب خاص خود را دارد. مضمون اینگونه خبرها شامل سه شخصیت است، عامل جنایت، قربانی و پلیس. عامل جنایت معمولا جوان یا مردی میان سال است با مجموعه ای از ویژگی های منفی که به شکل کلیشه ای در تمام انها مشترک است، قربانی معمولا ساده لوحی از جنس مونث است و پلیس که همیشه در انتهای داستان وارد می شود تا داستان را به شکل هپی اند (happy end) به پایان برساند. نکته اول در تنظیم اینگونه خبرها بزرگ نمایی از عمق حادثه و سیاه نمایی از شخصیت بزه کار و مظلوم نمایی از قربانی ماجراست. قیدهای تفضیلی در اینگونه اخبار کاربرد وسیعی دارند. نکته دوم شخصیت پردازی برای شخص مجرم و انتصاب یک لقب خاص به اوست. اینگونه است که جوان نگون بختی که اقدام به تجاوز و فیلم برداری از آن کرده است به عناوینی چون «اختاپوس سیاه، عنکبوت بزرگ راه، میکروب، خفاش شب، باند رتیل ها» و امثالهم مفتخر می شود که «با نیت شیطانی، شخصیت پلید، روح خبیث» خود اقدام به «فیلم برداری» از زنان و دختران کرده اند. زنان و دخترانی که «روحی پاک و فکری ساده و کرداری درست» دارند و معمولا فریب شخصیت های پلید داستان را میخورند و بدون قصد قبلی در دامی که پیش پایشان گسترده شده پا می گذارند و پس از انکه مورد «شکنجه، تجاوز، هتک حرمت و اخاذی» قرار می گیرند، سرگشته و پریشان و وحشت زده به دامان امن پلیس و نیروی انتظامی پناه می آورند و دادخواهی می کنند. شخصیت پلیس نیز در اینگونه اخبار به صورت تیم ویژه کاراگاهان و نیروهای مجرب پلیس تصویر می شوند که با توجه به «حساسیت حادثه»، «به سرعت» وارد عمل می شوند و با استفاده از «تکنیک های ویژه» و شگردهای پلیسی، به موضوع رسیدگی می کنند. نکته جالب توجه در این میان آن است که حتی یک بار هم در متن اینگونه خبرها اشاره ای به این نکته نمی شود که احتمالا «کرم از خود درخت است»! دختری که پا در خانه یک ناشناس میگذارد، زنی که جوان نامحرمی را مخفیانه به خانه راه می دهد، دختری که اجازه می دهد جوان (و نه دوست پسر یا معشوقه او) از او در حالت های «زننده» و «غیر شرعی» (!) عکس بگیرد و آنها را منشر کند، منشی خانمی که آگاهانه در مقابل دوربین فرامین نامشروع کارفرما را عجابت می کند، بدون شک افراد پاک و بدون حاشیه ای نیستند. اگرچه در متن خبر اشاره ای به پیشینه انها نمی شود و بیشتر به عنوان «زنان و دختران پاک، ساده و فریب خورده ای میشوند که از اعتمادشان سوء استفاده شده» معرفی می گردند. نکته دوم و بسیار قابل توجه در انعکاس اینگونه جنایات ان است که معمولا آنچه در اخبار روزنامه ها سیاه و زشت تصویر شده و تقبیح می شود عمل غیر اخلاقی فیلم برداری و انتشار آن است و نه خود سکس یا تجاوز و ترجیح بر ان است که تا آنجا که ممکن است مضمون فیلم کوچک شمرده شده و اشاره ای به جزییات ان که تجاوز و سکس است نشود. بدین ترتیب عبارت «تهیه فیلم سیاه از صحنه آزار» همیشه بر عبارت «تهیه فیلم از صحنه های سیاه تجاوز و هتک حرمت» ترجیح داده می شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
از دیرباز آدمیان در فکر این بودند که روشی برای شناسایی دروغ از راست پیدا کنند. در زمانهای مختلف و به تناوب آنها از ترفندهای بازجویی ، شکنجه ، روبرو کردن ، دقت در ظاهر و لحن صدا و روشهای روانشناسانه برای این کار استفاده کردند. اما هیچ یک از این روشها مستقیما ما را به حقیقت نمیرساند و با هیچ کدام نمیتوانستیم اندرون افراد را ببینیم.
بازتاب آرزوهایمان را برای داشتن یک روش آسان و مستقیم کشف حقیقت ، میتوانیم در برخی از داستانهای طنز و همچنین علمی تخیلی ببینیم ، اما شاید واضحتر از هر جای دیگر، این آرزو در بینی پینوکیو تظاهر یافته باشد!: «هاروی ناتان» یک اغذیهفروشی در چارلستون داشت. سال 2003 مغازه وی طعمه حریق شد. مغازه آقای ناتان بیمه بود ولی کارشناسان شرکت بیمهای که وی با آن قرارداد بسته بود ، عقیده داشتند که حریق عمدی بوده و ناتان به قصد دریافت پول مبادرت به این کار کرده است. گرچه قاضی دادگاه ، او را تبرئه کرد ولی شرکت بیمه با گذشت زمان زیاد ، هنوز حرفهای آقای ناتان را باور نداشت و پولی به او پرداخت نمیکرد. ناتان به دنبال راهی بود که ثابت کند دروغ نمیگوید بنابراین به شرکتی در سن دیهگو با عنوان No Lie MRI مراجعه کرد. این شرکت ادعا میکند که امکان تشخیص مستقیم دروغ در ذهن آدمی را فراهم میسازد و این کار را با نقشهبرداری از قسمتهایی از مغز که در دروغ و فریب نقش دارند ، انجام میدهد. استاندارد قدیمی تشخیص دروغ پیش از این تستی به نام «چندنگار» Polygraph بود که به ندرت از سوی دادگاه به عنوان یک دلیل و شاهد ، مورد پذیرش قرار میگرفت. فشار خون ، میزان عرق و تعداد تنفس افراد مورد آزمایش در طی تست «چندنگار» برای پیدا کردن علایم احساسی دروغ ، اندازهگیری میشد تا دروغگو بودن افراد اثبات شود. اشکالی که این تست داشت این بود که افراد خاصی میتوانستند با آموزش ، این علایم را تحت کنترل خود بگیرند. مؤسس شرکت No Lie MRI میگوید که روش شرکت آنها میتواند از همه افرادی که به اشتباه متهم شوند حمایت کند ، خواه این فرد همسری باشد که به خیانت متهم شده باشد و خواه فردی که متهم به سرقت ناکرده باشد. فناوریای که این شرکت برای تشخیص دروغ از آن استفاده میکند سالهاست که در پزشکی برای درمان و پژوهش در مورد بیماریهای مغز مورد استفاده قرار میگرفته است و MRI عملکردی نام دارد. به صورت ساده مکانیسم کشف دروغ به وسیله MRI عملکردی را میتوان به این ترتیب توضیح داد : وقتی شخصی دروغ میگوید نخست باید مغزش را از گفتن حقیقت بازدارد و در مرحله بعد دروغ بسازد. این کار باعث میشود که جریان خون بیشتری به مناطق خاصی از مغز برود. فناوری MRI عملکردی میتواند این افزایش جریان خون را شناسایی کند. برای تشخیص درستی عملکرد این روش برای تشخیص افراد خطارکار و بیگناه ، آزمایشهایی انجام شد که نشان داد این روش 90 تا 95 درصد ، صحت دارد. گرچه فناوری MRI عملکردی هنوز از لحاظ قانونی ، مورد پذیرش دادگاهها قرار نمیگیرد ولی انتظار میرود به زودی در موارد امنیتی و بازجویی از افراد تهدیدکننده امنیت ملی و موارد توهین و افترا بازار قابل توجهی را نصیب خود کند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
بازار ماهي فروش ها سري با زار مي زنم ماهي هاي درياي كودكي ام نمكسود و دودي و ماهي هاي امروز تو فرزندم همين هاست كه ديشب از دام صياد به سيني هاي مدوّر ماهي فروش ها رسيده است و فرزندِ فرزندم ماهي هاي درياي تو هنوز آزادند ۸۰/۱۰/۱۵ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط محمد رضا سپهرم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
سیمرغ از سيمين دانشور چه خبر؟ بررسی همهی smsها امکانپذیر نیست "بمبافکن B-52 با 6 کلاهک اتمی در آسمان آمریکا" آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
سنگ پشت - مزدک پنجه ای پیامبر کوچک - علی رضا پنجه ای ساناز جوادی بنيامين ادبیات امروز واپسین کلام شیطان کوه من ژاله سيفي شعر ... دنیای سبز من ... |
|
RSS
|